محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
703
آثار عجم ( فارسى )
[ شيرازنامه ] [ 423 f ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم شيراز ( 1 ) را خلعت طراز « 1 » ، به يد قدرت ، بىانبازى است كه دار العلمش « 2 » ، محمّد مختار است ؛ و حيدر كرّار ، باب آن دار . امّا بعد ، در بناى اوّل شيراز ، بنابر آنچه مورّخين نوشتهاند ، معلوم مىشود كه شيراز بن تهمورس ، بانى [ آن ] بوده و در اوّل اين كتاب ، اشارتى بدين مطلب شد و پس از آنكه بناى اوّل به هم خورده و خرابيها به آن رسيّده ، در قرون بيشمار ، تغييرات بدان راه يافته ، بسا كه از شهريت خارج گشته ؛ در زمان خلافت عبد الملك مروان « 3 » ، روى به آبادى آورد . بدين تفصيل كه در زمان خليفهء مذكور ، حجّاج بن يوسف ثقفى ( 2 ) كه وزير وى بود و متصدّى امور شيراز ، برادر خود ، محمّد بن يوسف ، را به نيابت به فارس فرستاد ؛ و آن ، در سنهء 74 هجرى بود . [ محمّد بن ] يوسف ، معماران را فرمود تا آن شهر را عمارت كنند ( 3 ) . و روايات ديگر ، در ، بانى آن نيز هست ؛ صحيح همان است كه گفته آمد . و در زمان سلاطين ديالمه ، شيراز چنان معمور بود كه هيچ شهرى از ايران به پايه و رتبهء آن نرسيدى . از اطراف و اكناف ، بدانجا روى مىنهادند . امير عضد الدّوله ديلمى ، به آبادى و عمارت آن پرداخت ؛ بناهاى تازه نمود و بازارى طولانى ساخت [ كه ] اكنون از آنها اثرى باقى نيست .
--> ( 1 ) . طراز در اينجا به معنى زينت و آرايش است . ( 2 ) . دار العلمش : اشاره است به حديث « انا مدينة العلم و على بابها » . ( 3 ) . خلافت عبد الملك در سنهء 65 و وفاتش سنهء 86 بوده [ است ] .